بسم الله الرحمن الرحیم
امروز می خوام کا ر با توییتر را به شما اموزش بدم
شما می تونید با توییتر هر کاری کنید از جمله تبلیغات
برای وبلاگ خود.
میکروبلاگ نویسی یا میکروبلاگینگ، یک نوع وبلاگ نویسی است که به وبلاگ نویس اجازه می دهد که مطالب وبلاگ را به سرعت بنویسد. فقط یک نکته وجود دارد که متن های این وبلاگ ها باید بسیار کوتاه نوشته شود. یعنی حداکثر تا 200 کاراکتر که در بعضی سرویس ها از این مقدار هم بسیار کمتر است. معمولا سایت هایی که این نوع وبلاگ ها را پشتیبانی میکنند (مانند توییتر که در آخر به آن اشاره می کنیم) به شما اجازه میدهند که مطالب را از طریق سایت، ایمیل،پیامک و یا ابزار هایی که به صورت آنلاین کار می کنند و اصطلاحا به آنها کلاینت میگویند (کلاینت هایی مانند تویترل برای استفاده از توییتر)، برای آنها بفرستید. مطالب می توانند، خصوصی و محافظت شده باشند و یا برای کسانی خاص و یا برای عموم منتشر شود. اجازه ی این کار بر عهده نویسنده است.
اگر بخواهم شفاف تر بگویم، شما باید به سوال الان دارید چکار می کنید؟ پاسخ بدهید! مثلا بگویید که دارید یک مقاله می نویسید. وقی که این مطلب را منتشر کردید، خیلی ها که مطلب را میخوانند از نزدیک با زندگی شخصی شما ارتباط بر قرار می کنند. البته شما می توانید، همواره مرز این نزدیکی را تعین کنید.این که بدون هیچ نقابی زندگی یک فرد را ببینید، خیلی جالب است. در هر حالت ممکن است که شما از این کار خوشتان نیاید. شخص من،نه وقتش را دارم ونه حوصله این کار را. میکروبلاگینگ فقط به درد روز نویسی نمی خورد. سرعت بالای نوشتن مطالب و سهل الوصول بودن آن می تواند، در خیلی جاه ها به درد بخورد. مثلا شما میتوانید اتفاقات یک کنفرانس بین المللی تا یک جلسه ی کار را به صورت زنده منتشر کنید تا یک گروه دیگر در یک جای دیگر دقیقا در حال و هوای شما قرار بگیرند.
باید بدانید باراک اوباما از سال پیش به وسیله ی توییتر به جمع آوری رای می پرداخت. مهمترین سرویس و نماد این میکروبلاگینگ مسلما توییتر است. این سرویس در جولای 2006 برپا شد و تا امروز توانسته جایگاه خود را در برابر 120 سایت مشابه حفظ کند. خودش نشان دهنده ی میزان رشد این سایت است.
حالا شروع کنید برای ثبت نام
به قسمت ثبت نام سایت توییتر بروید. از این قسمت می توانید به راحتی ثبت نام کنید دکمه ی
I accept…
را کلیک کرده و به مرحله ی بعد بروید.
در قسمت بعد شما میتوانید دوستانتان را هم دعوت کنید. برای این کار در کادر اول آدر ایمیلتان را بنویسید و در قسمت دوم پسورد را سپس به مرحله ی بعد بروید. برای شروع می توانید از این مرحله صرف نظر کنید. من صرف نظر میکنم و به مرحله ی بعد میروم.
برای این کار در مرحله ی بعد که در حال جستجوی دوستان ماست دکمه ی
Skip
را می زنیم حال در قسمت بعد متن خود را بنویسید.
فقط یادتان باشد این متن باید زیر 140 کارکتر باشد. متن را که نوشتید کلی
Update
را بزنید.
اولین یاداشت شما که در کادر نوشته بودید فرستاده شد. حالا باید مشترک توییتر دوستانتان بشوید تا مطالبی که آنها توییت می کنند برای شما هم ارسال شود برای نمونه در توییتر من مشترک می شوید. طبیعی است برای این کار من از حساب توییتر دیگری استفاده می کنم. در اولین قدم به آدرس توییتر کسی که می خواهم مطالبش را دنبال کنم می روم. برای نمونه در این جا به آدرس
Twitter.com/pers1
می رویم. در صفحه ای که باز می شود در زیر عکس دکمه ی
Follow
را کلیک کنید.
حالا هر مطلب که توسط این حساب کاربری نوشته شود، در حساب شما نمایش داده می شود. بقیه اکمانات سایت ساده می باشد و به راحتی قابل یادگیری است.
برید و حالشو ببرید
www.pers1.blogfa.com
خوش باشی
این بار دیگه جدید جدی خداحافظ
شگر شما دوست دارید عکس بازیگر، خواننده،... مرود علاقه خود را ببینید فقط کافیست در قسمت نظرات نام شخص مورد نظر ا برای ما بگذارید

به ادامه


در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید



اجراي موسيقي زنده در مراسم
به ادامه بروید...
آنجلینا جولی
متولد چهارم ژوئن 1975 در لس آنجلس کالیفرنیا
آنجلینا جولی:
آنجلی در چهارم ژوئن 1975 در لس آنجلس کالیفرنیا متولد کردید . گذران دوران کودکی در شهری که بزرگترین مرکز سینمایی جهان در آن واقع است بسیاری را وسوسه سینما دچار می کند . در مورد انجلی این موضوع جنبه دیگری داشت . او فرزند یک بازیگر اسکاری سینما جای ویت بود و طبیعی است که دوران کودکی خود را با سینما وسوسه هنر هفتم سپری کرده باشد. مادرش مارچلینت یرتراند نیز به نوعی در تشویق او به ورود به عالم سینما نقش داشت . این خانواده سینمایی صاحب یک فرزند پسر به نام جیمز هاون نیز گردید که او هم علاقه به سینما دارد.
انجلی (که در خانه آنژی صدا می شود) به همراه برادرش کودک یتماما سینمایی را سپری کرده اند آنژی به کلاسهای تئاتر موسسه لی استراسبگ می رفت و به مکتب تئاتر آکتورز تستودیا علاقه مند گردید و از همان دوران کودکی به بازی در نمایش های صحنه پرداخت و تجارب با ارزشی کسب کرد.
آنژی به لحاظ عاطفی به برادرش خیلی وابسته است ولی با آنکه او دختر خانواده بود از وی بسیار خشن تر و شلوغ تر بوده .
این طور می گوید:
من در دوران کودکی به مسابقه ماشین سواری و همچنین جمع کردن چاقو علاقه زیادی داشتم و سرگرمی هایی که برای برادرم مفهومی نداشتند اما علاقه به تماشای فیلم های سینمایی در هر دوی ما وجود داشت .روزهای بسیاری را با هم به تماشای آثار کلاسیک سینما می پرداختیم.
آنژی به جز جمع کردن چاقو در دوران کودکی آرزوهای دیگری هم داشت شاید باورتان نشود اما در سالهای کودکی به شدت آرزوو داشت که مسئول مراسم تدفین شود در این باره می گوید :
خانواده ام نگران من بودند فکر می کنم تا حدودی پیش فعال بودم آرزویم این بود که مدیر مراسم خاک سپاری باشم ان آهنگها تابوتهای چوبی زیبا انسانهای اندوهگین مرده هایی که گریم شدند و آخرین ژست و حالت زندگی اشان را به خود گرفته اند همه و همه برایم جذاب است. او از همان دوران کودکی به موضوع مرگ شیفتگی خاصی داشت.
او اگر چه در دوران کودکی چهره ای زیبا و جذاب داشت اما بیش از انکه به آراستن چهره خود بپردازدعلاقه مند به فلسفه های شرقی و به ویژه کتابهایی که در مورد مرگ نوشته شده بود توجه داشت برای من مرگ مفهوم عمیقی دارد شاید مرگ مهمترین حادثه در زندگی است که همیشه آن را فراموش می کینم من به مرگ بسیار فکر کرده ام در مورد مرگ چیز آرامش بخشی وجود دارد . این که شما ممکن است فردا بمیرید باعث می شود امروز را غنیمت بشمرید در مورد در فلسفه غرب کمی غفلت وجود دارد اما شرقی ها به ویژه چینی ها هندی ها و ایرانی ها در فلسفه خود آموزش های جالبی برای مرگ دارند.
آنژی در شانزده سالگی از دبیرستان بورلی هیلز فارغ التحصیل شد و پس از آن مدتی به لندن رفت و در این شهر به عنوان یک مدل مشغول به کار شد و سپس در شهر های نیو یورک و لس آنجلس در همین رشته به فعالیت خود ادامه داد .آنژی همچنین به دانشگاه نیو یورک رفت و در رشته بازیگری لیسانس گرفت او در مورد مدل بودن این گونه می گوید : زمانی این کار برایم جالب بود می دانید که جولی به زبان فرانسه یعنی زیبا و من در مقطعی از زندگی به این ویژگی شخصی ام بیش از حد توجه داشتم اما هنگامی که می دیدم که مجلات و ر سانه ها تنها از یک جنبه از شخصیت من توجه دارند از این کار خسته شدم و ژست گرفتن در برابر دوریبین عکاسان به نظرم احمقانه آمد . این بود که کوشیدم به عنوان بازیگر به فعالیت بپردازم.